خب امشب میخوام یه برنامه خ خوب رو بتون معرفی کنم البته احتمالش خ زیاده که خودتون هم باش کار کرده باشید .
خب اسم برنامه web pc suite هستش یه اپلیکیشن اندرویدی که کارش انتقال بی سیم فایل بین گوشی و کامپیوتره و از طریق مودمتون و یه مرورگر (هر مرورگری چون از همه شون پشتیبانی میکنه) تو سیستمتون به هم متصل میشن و با وایفا فایل ها رد و بدل میشه و در عین کم حجم بودن سرعتش هم خیلی خوبه (البته من به شخصه واس مرورگر موزیلا فایر فاکس رو پیشنهاد میکنم)
خب روال کار به این صورته که وایفای گوشیتون رو روشن میکنید و وارد برنامه مربوطه می شید بعد از دو راه میشه با سیستمتون کانکت بشید
1. اینکه مرورگر رو باز کنید و تو نوار ادرس ف ادرس ی رو که نوشته تایپ و اینتر بزنید و بعد یه پیغام توی گوشی میاد که باید اکسپت کنید
2. اینکه وارد خود سایت web pc suite بشید و از طریق کد QR وارد بشید

آدرس سایتش : http://www.webpcsuite.com/

لینک دانلود از فارسروید :
http://www.dl.farsroid.com/app/Web-PC-Suite-File-Transfer-2.1.2(www.farsroid.com).apk
اثر فورِر

در سال ۱۹۴۸ یک روانشناس بنام پروفسور برترام فورر یک تست شخصیت‌شناسی به شاگردانش داد که مشتمل بر سوالاتی متفاوت بود و خواست تا به سوالات پاسخ دهند و به آنها گفت که با خواندن پاسخ آنها، شخصیت آنها را آنالیز کرده به هرکدام آنها خواهد گفت که چه شخصیت و ویژگی‌هایی دارند. پروفسور چند روز بعد به هر یک از دانشجویان برگه‌ای شامل توضیحات در مورد ویژگی‌های شخصی آنها داد و این‌بار خواست تا بر اساس اینکه چقدر توضیحاتش به واقعیت نزدیک است به او نمره دهند. نمره صفر یعنی توضیحات هیچ ربطی به آنها ندارد و نمره ۵ یعنی توضیحات کاملاً منطبق بر شخصیت آنهاست. نمره‌ای که پرفسور فورر از شاگردانش کسب کرد برابر با ۴.۲۶ بود. چیزی نزدیک به عالی.

بعد از اعلام نتایج پروفسور فاش کرد که به همه آنها یه پاسخ ثابت و یکسان را داده که از یک کتاب فالگیری روی دکه روزنامه‌فروشی کپی کرده بوده است. تنها برگه‌ای که داده بود شامل یک مشت مهملات کلی و مبهم بود که می‌تواند شامل حال افراد بسیاری بشود.

در آزمایش دیگری از دانشجویان تست استاندارد MMPI گرفته شد. (تست فوق استاندارد است و نتایج آن تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است. البته گرفتن آزمون و تفسیر نتایج این تست فقط و فقط باید توسط متخصصان انجام شود) سپس به هر دانشجو هم پاسخ صحیح بر اساس تست داده شد و هم یک برگه کپی شده از مجله فالگیری و ستاره‌بینی. از دانشجویان خواسته شد تا تشخیص دهند کدام پاسخ مربوط به آنهاست. حدود ۶۰ درصد دانشجویان پاسخ تقلبی را واقعی می‌دانستند.



«اثر فورر» می‌گوید «وقتی شما یک متن مبهم و کلی در مورد خودتان می‌شنوید یا می‌خوانید به دنبال ارتباط آن با خودتان می‌گردید و اگر متن به اندازه کافی مبهم و کلی باشد شما ارتباطاتی پیدا خواهید کرد و آن را تعریف شخصیت و سرنوشت خودتان خواهید پنداشت. مهم‌ترین اثرگذاری، استفاده از کلماتی مانند “بعضی وقت‌ها”است. مثلاً جمله “بعضی وقت‌ها اعتماد به نفس دارید، اما بعضی وقت‌ها نه” می‌تواند برای همه صادق باشد»

تحقیقات اخیر نشان داده که دو عامل اساسی در گول خوردن عوام اثر اساسی دارد؛

> باور و اعتقاد به ماوراءالطبیعه: افرادی که به ماوراءالطبیعه باور دارند همیشه معتقدند که سرنوشت آنها جایی نوشته شده است و یا کسی یا کسانی از آن خبر دارند. این افراد خیلی راحت‌تر درگیر تست‌های غیرعلمیشخصیت‌شناسی، فالگیری و طالع‌بینی ماهانه می‌شوند.
> علاقه به خود:افراد معمولاً چیزهای مثبت در مورد خود را راحت‌تر باور می‌کنند تا موارد منفی. مثلاً اگر به آنها گفته شود که «تو خیلی سخت‌کوشی اما کسانی نمی‌خواهند و نمی‌گذارند به نتیجه برسی» می‌پذیرند. اما اگر گفته شود «مسیری که می‌روی احمقانه است و تلاشی بیهوده و بی‌ارزش می‌کنی» با آن کنار نخواهند آمد.

«اثر فورر» عملاً بیشترین کاربری را در شخصیت‌شناسی غیرعلمی، فالگیری، فال حافظ و مشابهات آن، طالع‌بینی روزانه و امثالهم دارد.

منبع : نشر گمانه
ابراهیم سواره: البته در نتایج تحقیقات که دو مورد نوشته شده بجای متن اولی من \"باور و اعتقاد غلط به ماوراء الطبیعه\" رو قبول دارم نه خود باور به ماوراءالطبیعه
2015-07-09T23:47:36+04:30
✔ مـــ ـژگاלּ ★ عابدے : من علاقه به خود دارم
2015-07-10T23:29:19+04:30
ابراهیم سواره: بارش بارون خ خ خ خ خ خ خ کمه متاسفانه
2015-07-14T20:47:52+04:30
✔ مـــ ـژگاלּ ★ عابدے : ایهیم خیلی کمه باشه سارا بر نمیدارم
2015-07-14T22:53:53+04:30
سارا كاوه: قربون دوست حزف گوش کنم
2015-07-22T12:59:43+04:30
روزي كلاه فروشي از جنگلي مي گذشت. تصميم گرفت زير درخت مدتي استراحت كند.
كلاه ها را كنار گذاشت و خوابيد. وقتي بيدار شد متوجه شد كه كلاه ها نيست. بالاي سرش را نگاه كرد. تعدادي ميمون را ديد كه كلاه ها را برداشته اند.

فكر كرد كه چگونه كلاه ها را پس بگيرد. در حال فكر كردن سرش را خاراند و ديد كه ميمون ها همين كار را كردند.

او كلاه را از سرش برداشت و ديد كه ميمون ها هم از او تقليد كردند. به فكرش رسيد كه كلاه خود را روي زمين پرت كند. اين كار را كرد و ديد ميمون ها هم كلاه ها را بطرف زمين پرت كردند. او همه كلاه ها را جمع كرد و روانه شهر شد.

سال هاي بعد نوه او هم كلاه فروش شد. پدربزرگ اين داستان را براي نوه اش را تعريف كرد و تاكيد كرد كه اگر چنين وضعي برايش پيش آمد چگونه برخورد كند. يك روز كه او از همان جنگل گذشت در زير درختي استراحت كرد و همان قضيه برايش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش كرد.

ميمون ها هم همان كار را كردند. او كلاهش را برداشت، ميمون ها هم اين كار را كردند.

نهايتا كلاهش را بر روي زمين انداخت ولي ميمون ها اين كار را نكردند. يكي از ميمون ها از درخت پايين امد و كلاه را از سرش برداشت و در گوشي محكمي به او زد و گفت: «فكر مي كني فقط تو پدر بزرگ داري؟»