چن روز قبل بازیگر معروف اکبر عبدی در رسانه ملی حرفایی زد که واقعا جای تامل داره ،
گزیده ای از حرفای ایشون
\"من و دخترم بلند شدیم برویم که صاحب مغازه به همراه پسرش بیرون آمد و از مسئول کاروان پرسید، آیا این خانم دختر آقا هست؟ مسئول کاروان هم پاسخ داد، این آقا اکبر عبدی یکی از کمدین‌های خوب ایران است و این خانم هم دخترش است. صاحب مغازه که یک مرد عرب بود گفت، حاضرم هم وزن خود آقا و دخترش طلا دهم به شرط آنکه دخترش را به پسر من بدهد. من هم به مرد عرب گفتم منم حاضرم هم وزن خودش و پسرش (…) !!\"
.
.
.
در ادامه یکی از هموطنان عرب زبان در واکنش به بی ادبی اکبر عبدی و توهین به اعراب، یادداشتی را برای نظر ارسال نموده است که در ادامه می‌خوانید:

از حرفهای اکبر عبدی ناراحت نشدم.

باید بگویم از حرفهای اکبر عبدی به هیچ عنوان ناراحت نشدم. طی این سال‌ها حرف‌هایی از جنس حرفهای اکبر عبدی بسیار شنیدم، در همین اهواز خودمان روزی یک شهردار که پس از ان نماینده مجلس شد در پاسخ به اعتراض به عملکرد خود گفت (من با برادران شما در جبهه جنگیدم.) یا روز دیگر بدستور ریاست حراست یک شرکت ملی، که طبق این دستور از ورود عرب با چفیه جلوگیری کنند، باید بگویم این حرف‌ها برایم اشناست از این دست حرف‌ها زیاد شنیده‌ام، خوب می دانم این حرف‌ها از کجا نشأت می‌گیرد، وقتی این حرف‌ها را می‌شنوم خوب می دانم، مشکل در فرد گوینده حرف‌ها نیست، مشکل در فرهنگ مسلطی است که غیر از خود را نمی‌پذیرد. مشکل در، ((من برتر)) ساخت و پرداخت شده فرهنگی است که برای چاره جویی مشکلات و معضلات خود همیشه دنبال کسی، گروهی، جمعیتی، کشور یا دولتی است چه اکنون چه در طول تاریخ تا علت تمامی مشکلات تاریخی این سرزمین باشد، آری روزی استعمار روز دیگر عوامل استعمار روز دیگر باز دست اویزی برای منبع و مصدر تمامی مشکلات یافت خواهد شد. از حرفهای اکبر عبدی به هیچ عنوان ناراحت نشدم زیرا با تمام وجود دریافتم مشکل در فرد گوینده نیست مشکل در فرهنگ مسلطی است که هرگز هیچگونه نقدی را برنمی تابد، این فرهنگ مسلط فرافکن است از واقعیت گریزی به واقعیت ستیزی رسیده است. فرهنگ مسلط کنونی و تمامی عناصر سازنده ان از تاریخ و زبان و مذهب گرفته تا با باورها و ذهنیت عوام ان هرگز در خود نه نقصی می‌بیند نه تناقضی, سراسر خود را پوششی از تقدس می‌بیند پس خود را برحق و آنچه غیر خودی است ناحق و البته بدون هیچ حق و حقوقی. این فرهنگ مسلط و سازنده شخصیت من برتر همیشه برای مشروعیت از تاریخ مدد جسته است پس چناچه کسی، گروهی، جمعیتی و بطور خلاصه تمامی آنچه خارج از حوزه تعریف این من برتر تاریخی قرار داشته باشد نه تنها مورد پذیرش نیست بلکه باید در ردیف بیگانگان قرار داده شود. بیگانه نیز همیشه دشمن بوده است. راز دشمن سازی این فرهنگ مسلط همین است، ستیز و ستیزش های تاریخی با بیگانه و غیر خودی قاعده اصلی این فرهنگ مسلط است.
پاسخ من به و خواسته‌ها و اراده و گفتمان فرهنگ و من برتر همان پاسخان حاکم مشعشعی در برابر حاکم عثمانی عراق است؛ [اینجا وطن ماست ما در این وطن بدنیا امدیم و در این وطن از دنیا می‌رویم، ما در جایی دیگر وطن نداریم… اینجا وطن ماست]
حرف آخر اینکه.. ….. اینجا وطن ماست، ما در جایی دیگر وطن نداریم.
والسلام.

لینک :http://www.nazarnews.com/79872

واقعا متاسفم که به چه درجه ایی از تعصبات نژادی و قومیتی و نژاد ستیزی رسیدایم که در این قرن شاهد این چنین مواردی هستیم.

من به نوبه خودم که عضو خیلی کوچیکی از مردم کشورم هستم از همه هموطنای عزیزم معذرت میخوام و امیدوارم که روزی برسه با سری بلند به فرهنگ حال حاضر کشورم افتخار کنم
و اینم بدونیم که فرهنگ یه روزه و دوروزه بدست نمیاد (برای اینکه بفهمیم فرهنگ یعنی چی یکم بریم تحقیق کنیم)
که رفتار و برخورد امروز و فرداهای ما میشه فرهنگ این عصر ما برای ایندگان ما بنظرتون با این شرایط جایی برای نازیدن به این فرهنگ وجود داره ؟